خوشا آن که خود را خوار انگاشت ، و کسبى پاکيزه داشت ، و نهادش را از بدى بپرداخت ، و خوى خود را نيکو ساخت و زيادت مالش را بخشيد و زبان را از فزون گويى درکشيد ، و شرّ خود را به مردم نرساند و سنّت او را کافى بود ، و خود را به بدعت منسوب نگرداند . [ مى‏گويم بعضى اين فقره و آن را که پيش از آن است به رسول خدا ( ص ) نسبت داده‏اند . ] [نهج البلاغه]

نوشته شده توسط: سيد سلمان هاشمي

+ مژده کتاب تلخيص الغدير از چاپ خارج شد.
 

بسم الله الرحمن الرحيم 


قابل توجه تمامي دوستداران وعلاقمندان وشيفتگان اهل بيت عليهم السلام 


به خصوص محققين وطلاب ودانشجويان محترم مي رساند که کتاب


تلخيص الغدير


در يک جلدتوسط موسسه ميراث نبوت در قم از چاپ خارج شد.


  


ويژگيها:


1-در برداشتن چکيده تمام مطالب


2-تنظيم بيش از 100 صفحه فهرست ترتيبي


3-تنظيم بيش از 30 صفحه فهرست موضوعي(مفيد جهت سفرهاي تبليغي در ماه رمضان ‍، دهه محرم، دهه صفر،ودهه فاطميه)


4-لغت نامه


به زودي ترجمه کتاب فوق به زبانهاي فارسي،اردو،وانگليسي


نيز توسط موسسه فوقمنتشر خواهد شد.


مراکز پخش:قم


1-موسسه ميراث نبوت ، بلوار 15 خرداد،کوچه 13،پلاک13 تلفن:7771093


2-انتشارات هاجر، صفائيه،کوچه ممتاز تلفن7742019 -7830940


3-انتشارات مر کز مديريت حوزه علميه قم ‍، دارالشفاء تلفن: 4- 77420971  


4-فروشگاههاي دفتر تبليغات حوزه علميه قم


5-فروشگاههاي مدرسه حجتيه،مدرسه امام خميني ومرکز جهاني علوم اسلامي


6-انتشارات ذوي القربي(سيد يعقوب)‍‍‍، پاساژ قدس تلفن:7744663



موضوعات يادداشت نظرات شما ()

نوشته شده توسط: سيد سلمان هاشمي

+ فوايد طبى حرکات نماز

 اين مبحث را با سخن دکتر الکسيس کارل آغاز مى کنيم ، آنجا که درباره فوايد طبى نماز مى گويد:
نتايج نماز و نيايش را با علم نيز مى توان دريافت ، زيرا نماز و نيايش نه تنها به روى حالات عاطفى بلکه روى کيفيات بدنى نيز اثر مى کند و گاهى در چند لحظه يا چند روز بيمارى جسمى را بهبود مى بخشد. اين کشفيات هر چقدر هم که غير قابل درک باشند، بايستى به واقعيتشان معترف شد. دفتر مشاهدات طبى لورد بيش از 200 مورد درمان فورى و غير قابل ترديد سل ريوى و عفونت کليه و سرطان و امراض بدنى ديگر را ضبط کرده است .
اما حرکات نماز، چنانکه امروزه ثابت گرديده ، تکرار قيام و قعود در نماز بهترين وسيله اى است که سرعت گردش خون را افزايش داده و از اين رو نماز را يکى از عوامل موثر در به کار انداختن جهاز هاضمه دانسته اند که راه اشتها و ميل به غذا را نيز هموار مى سازد.
و جالب اين است که اوقات نماز و مواقع هضم غذا کاملا مناسب و هماهنگ بوده و چنانکه ملاحظه مى نماييم ، در اين امر حکمت عجيبى به کار برده شده است ...
به اين ترتيب که وقت نماز صبح پيش از شروع به غذاى صبحانه بوده ، و ظهر قبل از آنکه انسان به نهار بپردازد و عصر يا همان وقت که هضم غذا آغاز شده ... و به هنگام غروب يا موقعى که انسان بين دو وعده نهار و شام قرار دارد. و به همين ترتيب موقع عشا که هضم غذا تازه شروع گرديده است ...
طب جديد اين موضوع را ثابت کرده و مدلل ساخته که نماز بهترين وسيله اى است که از بالا رفتن فشار خون جلوگيرى کرده و در حفظ تعادل آن اثر بسزايى خواهد داشت . آرى طبق نظريه پزشکان چنانچه در اداى نماز مراقبت و محافظت به عمل آمده و حرکات موزون آن به آرامى و طمانينه که از شرايط صحت آن است ، توام باشد، ثابت و مسلم گرديده که از بسيارى بيماريهاى ناشى از فشار خون جلوگيرى خواهد کرد... و اين خود اثرى آنى و فورى بر قلب گذاشته و از ضربان تند و سريع آن مانع خواهد شد.
مجله ريدرز دايچست مى نويسد:
بر اساس تحقيقات معلوم شده است افرادى که بطور مرتب به عبادتگاه مى روند، در برابر بسيارى از بيماريها نظير: فشار خون ، بيماريهايى قلبى ، سل و سرطانهاى ناحيه گردن مصونيت دارند.
دکتر ادوين فردريک پاورز، استاد امراض عصبى در ايالات متحده آمريکا مى گويد:
علم طب در دنياى کنونى از بسيارى از رموز و اسرار بيمارى ها به طرز معجزه آسايى پرده برداشته است . با اين وصف هنوز هم هزاران بيمارى و مرض باقى است که بزرگترين اطباء هوشمند و نوابغ پزشکى کمترين بارقه اميدى به کشف و معالجه آنها به دست نياورده اند. اما بررسى و دقت در مطالعات اين اطباء و نوابغ اين نکته را روشن مى سازد که اغلب آنها اين نظريه را تاييد نموده و اعتقاد پيدا کرده اند که در ميان معجزات فراوانى که براى نماز شمرده اند، يکى اعاده صحت و تندرستى روحى و شفاى کليه بيماريهايى است که مداوا شده و کليه روشهاى پزشکى در برابر آنها عاجز مانده است . 1
يک جراح مصرى اخيرا با يک سرى تحقيقات گسترده اعلام داشت :
نماز بهترين درمان براى بيماران مبتلا به جابجايى غضروفهاى ستون فقرات است .
دکتر الزيات استاد دانشگاه نوادا در آمريکا پس از مطالعه بر روى چهل بيمار گفت :
حرکت هاى ناشى از پنج بار نماز در روز مى تواند عمل جراحى ناشى از بيمارى مذکور را در مدت يک هفته بهبود بخشد.
اين پزشک مصرى به بيماران جراحى شده خود توصيه کرده است که بلافاصله پس از عمل جراحى حرکت کرده و به مدت يک هفته روزى پنج بار حرکات نماز را به جاى آورند و اين حرکات را در هر صورت تا پايان عمر ادامه دهند.
همچنين يک دانشمند آمريکايى در کتابى که به تازگى بنام بيماريهاى فقرات منتشر ساخته ، گفته هاى اين پزشک مصرى را تاييد کرده و به بيماران خود نيز سفارش کرده است که روزانه پنج نوبت حرکاتى شبيه نماز مسلمانان انجام دهند. 2


1-راه و رسم زندگى ، الکسيس کارل ، ص 173 و نيايش ، ص 12.
2-
نقل از اسلام و علم جديد، عبد الرزاق نوفل ، ترجمه حسين وجدانى و روزنامه همشهرى ، ش ‍ 811.
منبع: الغدير     


موضوعات يادداشت نظرات شما ()

نوشته شده توسط: سيد سلمان هاشمي

+ چرا بعضى از نماز گزاران به سوى گناه مى روند؟


چرا بعضى از نماز گزاران به سوى گناه مى روند؟
ممکن است اينجا در ذهن برخى از خوانندگان باريک بين ، اين سوال مطرح شود که اگر نماز واقعا انسان را از ارتکاب به گناه باز مى دارد، پس چرا گروهى از همين نماز گزاران به سوى گناه مى روند و از تعدى بر مال ديگران و احتکار و گرانفروشى و دروغ و تهمت و غيبت و... هراسى ندارند و... در پاسخ به اين سوال ، دانشمندان اسلامى مطالب بسيارى نوشته اند که ما در اينجا به جهت رعايت اختصار به ذکر نمونه اى از آنها اکتفا مى نماييم :
شهيد ثانى در کتاب اسرار الصلوة در اين باره مى نويسد:
سعادت و خوشبختى و دريافت فيض هاى ربانى هنگامى براى نمازگزار حاصل مى شود که با تمام وجود و با اخلاص به الفاظ و معانى و حرکات و سکنات نماز توجه کند و در اسرار و رموز آن تفکر و دقت نمايد.
بايد در حال نماز جز پروردگار عالم از همه قطع ارتباط کند و با صدق و اخلاص تنها به او روى آورد و با ذکر اشهد ان لا اله الا الله جز خدا معبود ديگرى نيست با حضرت احديت تجديد عهد نمايد... اين گونه نماز است که انسان را از زشتى ها و پليدى ها باز داشته و موجب تقرب به خدا و سعادت وى مى گردد.
استاد علامه طباطبايى ره در تفسير آيه شريفه : ان الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنکر مى فرمايد:
باز دارندگى نماز يک بازدارندگى اقتضايى است و به صورت علت تامه نيست که هر جا وجود داشته باشد معلول هم پشت سر آن باشد بدين توضيح : نمازگزارى که پنج بار در شبانه روز نماز بگذارد اگر در يک محيط سالم به آن اهتمام ورزد، طبيعت نماز او را از گناه کبيره که ذوق دينى مخالف آن است مانند: قتل نفس ، تعدى به مال يتيم ، زنا و هر آنچه طبع سليم و فطرت دست نخورده آن را بد مى شمرد، جلوگيرى و ممانعت مى کند، چون در خود نماز ايمان و ياد خدا و تلقين به عذاب و روز جزا و درخواست پيروى از راه راست و صواب ... گنجانده شده و اين معانى انسان را وا مى دارد که با تمام روح و بدن به درگاه با عظمت پروردگار رو آورده و با سپاس و حمد و شکر الهى مکالمه را آغاز و با سلام دادن به خود وبندگان صالح و نيکوکار، آن را پايان دهد. علاوه بر اين معانى ارزنده ، نماز انسان را وا مى دارد که از نجاست لباس و بدن و غصبى بودن مکان و لباس ، اجتناب ورزيده و با توجه به قبله نماز را شروع کند و در صورتى که انسان مدتى به نماز ادامه دهد و واقعا شرايط مذکور را عملى سازد، در او يک روحيه خوددارى از گناه به وجود مى آورد که هميشه او را به خوبى ها و خيرات دعوت کرده ، از زشتى ها و پليدى ها باز مى دارد، به حدى که اگر يک مربى صالح و لايق به اين کار دعوت مى شد، نمى توانست اين وظيفه را مانند نماز بعهده بگيرد.
ناگفته پيداست که اين دو عالم بزرگوار مطالب فوق را با تکيه بر آيات و روايات فراوان از ائمه هدى در اين زمينه بيان نموده اند، لذا از نظر تعاليم اسلامى نمازى مقبول درگاه حضرت حق جل جلاله مى گردد که انسان را از مفاسد و فحشا دور نگاه دارد.
خداى سبحان در کتاب خود ضمن آياتى چند برخى از نمازگزاران را مورد ملامت و سرزنش قرار داده مثلا در سوره مريم ، آيه 58، مى فرمايد:
برخى نماز را ضايع مى کنند و پيرو شهوات و خواسته هاى شيطانى هستند اين چنين مردمى گمراه و حيران خواهند گشت .
نيز در سوره ماعون ، آيه 3 ، مى فرمايد:
پس واى بر آن نمازگزاران که دل از ياد خدا غافل دارند و نماز را سهل مى انگارند.
آرى هستند نماز گزارانى که خداوند حتى يک نماز آنها را قبول نمى کند. در اين رابطه روايتى از امام صادق عليه السلام منقول است که مى فرمايد:
به خدا سوگند پنجاه سال از زندگى مردمى مى گذرد و حال آنکه خداوند حتى يک نماز او را قبول نکرده است ، چه چيزى سخت تر از اين است ؟!
بطور حتم نمازى که در آن حضور قلب نباشد، تقليد است . عادت است نه عبادت . چنين نمازگزارى اورادى را بر دهان مى راند بدون آنکه خود بفهمد چه مى گويد. خدا را مى خواند اما غير او را مى جويد.
در حديثى از امام باقر عليه السلام ، نقل است که فرمود:
از نماز بنده خدا، بالا مى رود قبول درگاه خدا مى شود نصف آن يا يک سوم آن يا يک چهارم يا يک پنجم و... و از نماز او چيزى بالا نمى رود، مگر آنچه را با قلبش به آن توجه کرده است .
نمازى مورد قبول درگاه حق تعالى و تربيت کننده آدمى است که در آن ، دل با آنچه زبان مى گويد، هماهنگ باشد. هنگامى نماز و اذکار و اوراد آن ريشه هاى مفاسد را در دل نمازگزار مى خشکاند که به راستى از احساسات درونى شخص نمازگزار سرچشمه گرفته باشد والا نمازى که به حسب عادت و يا از سر ريا و تظاهر صورت پذيرد، فايده معنوى و تربيتى نخواهد داشت . چنين شخصى ممکن است در ظاهر بنده خدا باشد، اما در باطن مطيع نفس خويش و بنده شيطان مى باشد.
حضرت رسول اکرم صل الله عليه و آله فرمود:
نماز نيست براى کسى که اطاعت نماز را نکند و اطاعت کردن نماز آن است که انسان دست از کارهاى زشت و ناپسند بر دارد.
همچنين از امام صادق عليه السلام روايت شده است که فرمود:
کسى که دوست دارد بفهمد نمازش قبول شده يا نه ، نظر کند که آيا نمازش ‍ او را از کارهاى زشت و ناپسند جلوگيرى مى کند به همان اندازه هم نمازش ‍ قبول شده .
ناگفته نماند اگر در بين نماز گزاران احيانا نماز گزارى مشاهده شود که گه گاهى مرتکب معصيتى مى شود، نمى توان حکم کلى درباره او صادر کرد و مثلا گفت : نمازش او را از انجام کارهاى زشت و ناپسند دور نداشته است .
اى بسا که همان شخص اگر نماز نمى خواند به معاصى بزرگترى آلوده مى گشت و اگر انتظار داشته باشيم که نماز گزارى از سن تکليف مرتکب هيچ گناه صغيره و کبيره اى نشود، انتظار بى جايى داشته ايم و بايد آن شخص را جزء معصومين به حساب آوريم .
وانگهى به قول يکى از علماى دين هر نمازى به همان اندازه که از شرايط کمال و روح عبادت برخوردار است نهى از فحشاء و منکر مى کند، گاه نهى کلى و جامع است و گاه نهى جزئى و محدود. ممکن نيست کسى نماز بخواند و هيچ گونه اثرى در او نبخشد، هر چند نمازش صورى باشد، هر چند آلوده به گناه نيز باشد.
البته اين گونه نماز تاثيرش کم است ، اين گونه افراد اگر همان نماز را نمى خواندند از اين هم آلوده تر بودند.
نهى از فحشاء و منکر سلسله مراتب و درجات زيادى دارد و هر نمازى به نسبت رعايت شرايط داراى بعضى از اين درجات است .
روان شناسان معتقدند که براى هدايت افراد ناصالح ، بهترين راه ، استفاده از قوه روحانى خود آنها است ، بدين صورت که هر گاه فردى منحرف ، ساعاتى در شبانه روز را به درونگرايى نماز و نيايش اختصاص دهد و با تجسم اعمال زشت خود، در دنياى انديشه به خود بگويد من ، انسانم و بايد از اوصاف انسانى بهره اى داشته باشم ، من شايستگى راهيابى به دنياى صفا و پاکى ها و ايمان را دارم .
پس از مدت زمانى قطعا از آلودگى ها نجات مى يابد.
از اينها گذشته اگر خواننده دقيق النظر سرى به دادگاه ها، دادگسترى ها زده و پرونده افراد را ملاحظه نمايد، در خواهد يافت کسانى که نماز مى خوانند کمتر پرونده دارند و بى نمازها داراى پرونده بيشترى هستند و اگر خواننده اين سطور در دادگاهى ملاحظه نمود که نمازگزارى داراى پرونده هست متوجه اين نکته خواهد شد که جرمش کم بوده است و يا شايد از نمازگزاران حقيقى نبوده و بر حسب عادت آدابى را انجام مى داده است . لکن با اينهمه همان نماز صورى که او مى خواند، ممکن است روزى وى را به توبه و انابه وا دارد. در اين رابطه دکتر کارل مى نويسد:
آمار جنايت ها نشان داده است که بطور متوسط کسانى که به عنوان مجرم و جنايتکار در جامعه شناخته شده اند، کسانى هستند که يا هيچ و يا بسيار اندک و جاهلانه نيايش مى کنند و بر عکس در همان سطح و در همان مسير و در همان تيپ اجتماعى و طبقه اقتصادى . غالبا آنها که هنوز سنت نيايش ‍ را حفظ کرده اند، از ارتکاب جنايت مصونند و گاه اگر دست مى آلايند به صورت حرفه اى و سرگرمى دايمى و صفت مشخصشان نيست بلکه به گونه لغزش و يا حادثه اى در زندگى آنها است .
آمارى که محققين روان شناس از روى آمارهاى کشورهاى مختلف جهان گرفته اند به اين نتيجه مسلم رسيده اند که قتل ، جنايات ، دزدى ، خلاف و طلاق در کشورهاى معتقد و مومن به عبارت بهتر ملت هاى اهل نيايش ‍ و پاى بند به دين و مذهب به مراتب کمتر از کشورهاى بى دين و لاقيد غير نمازگزار است .
اگر درميان ملت هاى جهان مردمى مشاهده مى شوند که در شهوات و بى بند و بارى و فساد اخلاقى غرق گشته اند به خاطر روى گردانى از خدا و بى توجهى به نيايش بوده است .
باز دکتر کارل در اين باره مى نويسد:
با يک تجربه سخت دردناک و تلخ آموختيم که فقدان احساس اخلاقى و عرفانى در ميان اکثريت عناصر فعال يک ملت زمينه زوال قطعى ملت و انقياد او را در بند بيگانه تدارک مى بيند. اجتماعاتى که احتياج به نيايش را در خود کشته اند، معمولا از فساد و زوال ، مصون نخواهند بود.
اين پزشک مشهور جهان در جاى ديگر مى نويسد:
سعادت بشر وقتى تامين مى شود که انديشه و قلب وى با هم پرورش يابند. تمدن اروپايى اين عيب را دارد که مغز را بيش از اندازه تقويت کرده است که ترقى علوم صنايع نتيجه آن است و قلب را متروک گذاشته است و از اين جهت ايمان و عشق به فضايل اخلاقى که ثمره آن است ، ضعيف يا نابود شده است و جميع بدبختى هاى ما در اين دوره و مفاسد تمدن حاضر که نسل جوان را فريبکارانه به سوى خود مى کشد ناشى از همين است .
يک از پيشوايان برجسته آمريکايى مى گويد:
خوب است به آنها جوان و کودک ياد بدهيم که دعاهايى با جملات مختصر روزى چند مرتبه تکرار بنمايند. و به آنها تعليم دهيم که دعا بهترين طريق رفع هر احتياج و بر آوردن هر موضوعى است ... همين فکر که ، جوانان مى توانند کار بسيار مهمى انجام دهند... نظر آنها را نسبت به جهان بسط وتوسعه مى دهد و نسبت به امور واقعا مهم ، در آنها توليد علاقه مى نمايد و آنها را نزديک به خدا نگاه مى دارد و شايق به خدمت مى نمايد و حس ماموريت خاصى به آنها مى دهد و از تسليم شده به گناهان سهل الحصول و مفاسد، بازشان مى دارد.
و اين همان چيزى است که قرآن مجيد هزار و پانصد سال پيش در يک جمله خلاصه نمود:
ان الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنکر.


 منبع: الغدير



موضوعات يادداشت نظرات شما ()

نوشته شده توسط: سيد سلمان هاشمي

+ چرا نماز بخوانيم ؟

                بسم الله الرحمن الرحيم
قبل از اينکه به اين پرسش پاسخ داده شود، طرح يک مقدمه را ضرورى مى بينيم و آن اينکه انسان براى رسيدن به مدارج عاليه کمال لازم است که خدا را پرستش کند. چرا که ممکن الوجود زمانى به کمال مى رسد که به واجب الوجود بپيوندد، هر چند که يکى از بارزترين صفات ثبوتيه خداوند صمد است و احتياجى به عبادت و ستايش ما نداشته و اساسا بى نيازى کمال اوست .
ان تکفروا انتم و من فى الارض جميعا فان الله لغنى حميد.
اگر شما و همه مردم زمين کافر شويد و از پرستش او سرپيچى کنيد خداوند بى نياز و ستوده است .
گر جمله کاينات کافر گردد بر دامن کبريايى اش ننشيند گرد
الهى انت الغنى بذاتک ان يصل اليک النفع فلک فکيف لا تکون غنيا عنى .
خدايا تو بى نيازتر از آنى که حتى نفعى از سوى خودت به تو برسد، پسچگونه از من بى نياز نباشى .
آرى احتياج و نياز از صفات و خصوصيات پديده است ؛ اما آيا خداوند جزء پديده هاست و يا مظاهرى از آنها است که عبادت ما او را ارضاء و اقناع کند.
آيا معلم احتياجى به درس خواندن دانش آموز دارد که او را تشويق به درس ‍ خواندن نموده و گاهى نيز به اجبار و تهديد او را وادار به فراگيرى دروس ‍ خود مى کند؟!
درس خواندن و يا نخواندن دانش آموز چه سود و زيانى براى معلم دارد؟ آيا معلم محتاج درس خواندن دانش آموز خود است ؟ همين مساله در مورد خدا که اول معلم انسانها است ، صادق است .
قرآن به انسانها که شاگردان مکتب اويند دستور نماز مى دهد، چرا که نزد خدا بهترين راه رسيدن به کمال و سعادت واقعى همان انجام فرايض دينى بويژه نماز است . امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
در نزد خدا مقاماتى است که بدون دعا نيايش و نماز کسى به آن کمالات نمى رسد.
اى انسان اگر مى خواهى متخلق به اخلاق الله شده و کسب کمالات عاليه نمايى ، يک راه در پيش دارى و آن عبادت است و تنها از طريق ارتباط با معبود و راز و نياز با اله خود است که به سوى پاکيها و صفات عاليه انسانى روى مى آورى و اگر از معبود و اله خود قطع رابطه نمايى ، اى بسا که زود باشد در دام شيطان ، دشمن قسم خورده خود، گرفتار شوى ، چه زمانى که تو با معبود خود سخن مى گويى دشمنان تو، ابليس و ذريه اش ، از تو مى گريزند و اين هنگام است که فرشتگان پيرامون تو ايستاده ، تو را مقتداى خود دانسته و خداى را به امامت تو عبادت مى کنند ولى همين که در نماز و ياد معبود خود مسامحه نمودى و او را به فراموشى سپردى ، شياطين گرداگردت براى منحرف کردنت از مسير کمال و سعادت دنيا و آخرت جمع گردند و تا تو را با وساوس شيطانى خويش از مسير الله منحرف نسازند، آرام ننشينند. پس تو اى انسان با سلاح ايمان و نماز به مبارزه با دشمن ديرينه ات ، شيطان ، برخيز و کمر او را با اذکار نماز بشکن که نماز نيکو حربه اى است در به زانو درآوردن ابليس و ذريه او. اما پاسخ ديگرى که به اين سوال چرا نماز بخوانيم مى توان داد اين است ؛ کسانى که اين سوال را مطرح مى نمايند، از دو حال خارج نيستند:
الف يا قلبا به وجود خدا و حقانيت پيامبر صل الله عليه و آله و اديان گذشته و ائمه معصومين عليه السلام ، معتقد هستند.
ب يا اينکه در وجود خدا و بزرگان دين ، شک و شبهه اى دارند که در صورت دوم بايد قبل از طرح سوال فوق الذکر در پى مطالعه و جستجو در آفاق و انفس وکتب مربوطه ، اعتقاد خود را به وجود مبدا و اديان گذشته و ائمه عليه السلام و عصمت آنان محکم کنند.
اما کسانى که به خدا و پيامبر و ائمه هدى و حکمت و علم بى پايان آن ايمان دارند، بدون هيچ چون و چرايى تعبدا به هر يک از دستورات و احکام دينى گردن مى نهند، چنانکه وقتى بيمارى براى معالجه بيمارى خود، نسخه اى را از پزشک حاذق حکيم و دانا و آگاه به کار خويش دريافت نمود، بى هيچ چون و چرايى براى سلامت و بهبودى خود مو به مو به دستورات پزشک عمل مى نمايد.
به عبارت بهتر؛ وقتى بيمار به پزشک مراجعه مى کند پس از تشخيص ، تعدادى دارو از قبيل شربت ، قرص ، کپسول ، و آمپول براى بيمار مى نويسد و دستور مى دهد که مثلا فلان قرص را هر 8 ساعت يکبار ميل نموده و آمپول را هر روز يک بار سر وقت معين تزريق نمايد. و ضمنا به بيمار توصيه مى کند که از خوردنيها و چيزهايى که بيمارى را تجديد مى کند، جدا خوددارى کند.
مثلا از خوردن غذاهاى سرخ کرده ، چربى ، ترشيها، گوشت ، غذاهاى سنگين ... پرهيز نمايد. و بيمار بدون هيچ پرسشى از فلسفه اين داروها، چون به علم و تخصص پزشک خود ايمان دارد به يکايک دستورات پزشک در وقت معين عمل مى کند.
تازه اگر بيمار بگويد: تا من از خواص يکايک اين داروها آگاهى نيابم آنها را مصرف نمى کنم . طبعا پس از مدتى خواهد مرد که البته هيچ بيمار عاقلى چنين نمى کند.
آرى همانطور که بيمار در مراجعه به پزشک ، خود را در اختيار او قرار مى دهد و يا مثلا اتومبيل و ساعت خود را براى تعمير در اختيار مکانيک و ساعت ساز قرار مى دهد و سوال پيچ نمى کند چون به علم و آگاهى آنها در کار خود اعتقاد و يقين دارد. در مسائل عبادى نيز انسان بايد به فرامين الهى بدون هيچ چون و چرايى گردن نهد.
آرى شخص نماز گزار و معتقد به خداى حکيم ، آگاه است که هيچ يک از دستورات خداوند بودن حکمت نيست و او همه احکام دينى را در نسخه هايى کتب آسمانى توسط پيامبران براى سعادت و خوشبختى و خير و صلاح بشر بيان داشته است . پس نماز گزار هر يک از احکام دينى را بدون دانستن فلسفه آنان با جديت کامل انجام مى دهد، هر چند عملى که از روى شناخت و آگاهى صورت پذيرد، به مراتب از عملى که از روى جهل و ناآگاهى صورت مى پذيرد، بهتر است ؛ لکن اين نکته را نيز نبايد از نظر دور داشت که ما بنده و عبد اوييم . بنابراين نبايد روحيه تعبد و تسليم پذيرى در برابر دستورات او را از ياد ببريم . حسن ختام اين مقوله سخن جالب ديل کارنگى است که در پاسخ اين پرسش مى گويد:
اگر من از کشف فلسفه و رموز دعا و نماز عاجزم ، دليل بر اين نمى شود که از يک زندگى سعادتمندانه اى که عبادت به همراه دارد، استفاده نکنم


 منبع:الغدير


موضوعات يادداشت نظرات شما ()

نوشته شده توسط: سيد سلمان هاشمي

+ آيا زندگى در بهشت خستگى آور نيست؟

بسم الله الرحمن الرحيم


آيا زندگى در بهشت خستگى آور نيست؟ انسان هر چه را نداشته باشد وقتى به آن دست يافت لذت مى‏برد اگر قرار باشد همه نعمت‏ها را به بهترين صورت در يک زمان به انسان بدهند آيا زندگى يکنواخت و ملالت آور نخواهد شد؟

1.شهيد مرتضى مطهرى‏